تبلیغات
جوانان خیــــــــر | tractorspor | جدیدتــــرین خبــــرهای تراکـتــــور | فوتبال | - مطالب داستان کوتاه جوانان خیــــــــر | tractorspor | جدیدتــــرین خبــــرهای تراکـتــــور | فوتبال | - مطالب داستان کوتاه
امروز : **جدیدتـــــــرین خـبـــــــرهای تراکـتـــــــور **موسسه قرض الحسنه جوانان خیر اهر* وام خودرو، وام مسکن، وام 4% تراکتور اسپور پایگاه اطلاع رسانی و وب سایت رسمی باشگاه فوتبال تراکتوری سازی...کمک به بیماران سرطانی ،استخدام






جستجو
Google

در این وبلاگ
 در كل اینترنت

جست و جوی گوگل

جست و جوی گوگل


جدیدترین خبرهای تراکتور

محمد نصرتی : تراکتورسازی بدون هوادارانش معنی و مفهومی ندارد

کار سخت تراکتورسازی تبریز مقابل صبای قم

تراکتـــــــور - بازی خیرخواهانه دو تیم تراکتورسازی تبریز با هنرمندان واحد تبریز

تراکتـــــــور - حاشیه های دیدار تراکتور و نفت آبادان/ هواداران و بازیکنان سیاه پوش تراکتور

تراکتـــــــور - اولیویرا: قلب من فولادی است

تراکتـــــــور - کاستا: حریف مستحق برد بود

تراكتورسازی با برتری مقابل نفت آبادان موقتا صدرنشین شد

فوتبال برتر ؛ صدرنشینی تراکتور

امید تراکتورسازی به صعود در جدول

سرمربی تراکتورسازی:با 10 مهاجم به مصاف صنعت نفت می رویم

اولیویرا: هواداران تراکتور برای حمایت از تیم و زلزله زدگان ، استادیوم را پر کنند

پیش بازی تراکتورسازی ، نفت آبادان / زلزله زده ها با بحران زده ها

باشگاه تراكتورسازی تبریزیك میلیارد ریال به زلزله زدگان كمك كرد

پیام تسلیت حسین رضازاده به زلزله‌زدگان

تراکتورسازان در مقابل نفت با لباس سیاه به میدان خواهند رفت

آذربایجان؛ ۲۰ ساعت پس از زلزله/فیلم

نصرتی: همراه با بازیکنان تراکتور به مناطق زلزله‌زده می‌رویم

صدا و سیما باز هم شکست خورد

"خنده بازار" سیما در میانه مصیبت زلزله زدگان!

تسلیت مهدی رحمتی به همشهریانش

پیام تسلیت بازیکن تیم ملی و تراکتورسازی به مردم زلزله زده آذربایجان شرقی

تراکتـــور - دایی: ما میهمان تراکتورسازی هستیم/بازیکن مصدوم و محروم نداریم

تراکتـــور - نصرتی و سید صالحی دیدار با راه آهن را از دست دادند .

دانلود آهنگ جدید و زیبای گل گل با صدای محمد رضا رحیم پور

تراکتـــور - گل نزدم ، چون تا حالا توپی به من نرسیده / گل مس کرمان هم نا حق بود

تراکتـــور - لیگ برتر سال آینده با 16 تیم برگزار میشود

تراکتـــور - کاپیتان تراکتورسازی : مقابل راه آهن ۳ امتیاز را می گیریم

تراکتـــور - جدول لیگ برتر جام خلیج فارس

تراکتـــور - بهترین‌های هفته سوم لیگ برتر

تراکتـــور - تقدیر اداره کل آموزش و پروش استان آذربایجان شرقی از آکادمی باشگاه تراکتورسازی


لینک روزانه

تبادل لینک اتوماتیک

اشتراک مطالب و صفحات


Powered By
mihanblog.com
این صفحه را به اشتراک بگذارید

نقل و انتقال لیگ برتر

http://www.imgiran.com/images/o66hrxphafm0w6gql8k.jpg


http://www.imgiran.com/images/xdksbtgnlvf5j9evveb.jpg








     

             
 http://www.imgiran.com/images/z98zjf6ix5v2b86sjqnq.jpg       

                

موضوع: خاطرات خیّرین, داستان کوتاه, خاطرات یاری شوندگان, نویسنده: علی حامدی  بازدید ها :   شنبه 20 خرداد 1391   ارسال نظر

مطالب جالب و سودمند : قدرت بخشش

بانوى خردمندى در كوهستان سفر مى كرد كه سنگ گران قیمتى را در جوى آبى پیدا كرد. روز بعد به مسافرى رسید كه گرسنه بود.
بانوى خردمند كیفش را باز كرد تا در غذایش با مسافر شریك شود. مسافر گرسنه، سنگ قیمتى را در كیف بانوى خردمند دید، از آن خوشش آمد و از او خواست كه آن سنگ را به او بدهد.زن خردمند هم بى درنگ، سنگ را به او داد.
مسافر بسیار شادمان شد و از این كه شانس به او روى كرده بود، از خوشحالى سر از پا نمى شناخت. او مى دانست كه جواهر به قدرى با ارزش است كه تا آخر عمر، مى تواند راحت زندگى كند، ولى چند روز بعد، مرد مسافر به راه افتاد تا هرچه زودتر، بانوى خردمند را پیدا كند.
بالاخره هنگامى كه او را یافت، سنگ را پس داد و گفت:خیلى فكر كردم. مى دانم این سنگ چقدر با ارزش است، اما آن را به تو پس مى دهم با این امید كه چیزى ارزشمندتر از آن به من بدهى. اگر مى توانى، آن محبتى را به من بده كه به تو قدرت داد این سنگ را به من ببخشى

ادامــــــــــــه مطلب
ویرایش  :   جوانان خیــــــــر
برچسب ها : مطالب جالب و سودمند : قدرت بخشش,

موضوع: داستان کوتاه, جوانان خیر, نویسنده: علی حامدی  بازدید ها :   دوشنبه 8 خرداد 1391   ارسال نظر

جوانان خیر - چشم مادر(داستان اشک اور)حتما بخونید

مادر من فقط یک چشم داشت من از اون متنفر بودم ...
اون همیشه مایه خجالت من بود اون برای امرار معاش خانواده برای معلم ها و بچه مدرسه ای ها غذا می پخت یک روز اومده بود دم در مدرسه که منو به خونه ببره خیلی خجالت کشیدم .
آخه اون چطور تونست این کار رو بامن بکنه ؟ روز بعد یکی از همکلاسی ها منو مسخره کرد و گفت مامان تو فقط یک چشم داره فقط دلم میخواست یک جوری خودم رو گم و گور کنم . کاش زمین دهن وا میکرد و منو .. کاش مادرم یه جوری گم و گور میشد...

                 

روز بعد بهش گفتم اگه واقعا میخوای منو بخندونی و خوشحال کنی چرا نمیمیری ؟ اون هیچ جوابی نداد.... دلم میخواست از اون خونه برم و دیگه هیچ کاری با اون نداشته باشم سخت درس خوندم و موفق شدم برای ادامه تحصیل به سنگاپور برم ،اونجا ازدواج کردم ، واسه خودم خونه خریدم ، زن و بچه و زندگی... از زندگی ، بچه ها و آسایشی که داشتم خوشحال بودم تا اینکه یه روز مادرم اومد به دیدن من اون سالها منو ندیده بود و همینطور نوه ها شو
وقتی ایستاده بود دم در بچه ها به اون خندیدند و من سرش داد کشیدم  که چرا خودش رو دعوت کرده که بیاد اینجا ، اونم بی خبر سرش داد زدم :چطور جرات کردی بیای به خونه من و بجه ها رو بترسونی؟ گم شو از اینجا! همین حالا اون به آرامی جواب داد :اوه خیلی معذرت میخوام مثل اینکه آدرس رو عوضی اومدم و بعد فورا رفت و از نظر ناپدید شد .
یک روز یک دعوت نامه اومد در خونه من برای شرکت درجشن تجدید دیدار دانش آموزان مدرسه ولی من به همسرم به دروغ گفتم که به یک سفر کاری میرم .بعد از مراسم رفتم به اون کلبه قدیمی خودمون البته فقط از روی کنجکاوی .

همسایه ها گفتن که اون مرده اونا یک نامه به من دادند که اون ازشون خواسته بود که بدن به من متن نامه این بود ای عزیزترین پسرم من همیشه به فکر تو بوده ام منو ببخش که به خونت اومدم و بچه ها تو ترسوندم خیلی خوشحال شدم وقتی شنیدم داری میآی اینجا ولی من ممکنه که نتونم از جام بلند شم که بیام تورو ببینم وقتی داشتی بزرگ میشدی از اینکه دائم باعث خجالت تو شدم خیلی متاسفم آخه میدونی ... وقتی تو خیلی کوچیک بودی تو یه تصادف یک چشمت رو از دست دادی به عنوان یک مادر نمییتونستم تحمل کنم و ببینم که تو داری بزرگ میشی با یک چشم بنابراین مال خودم رو دادم به تو برای من اقتخار بود که پسرم میتونست با اون چشم به جای من دنیای جدید رو بطور کامل ببینه با همه عشق و علاقه من به تو، مادرت

منبع:عاشقانه ها

 

ادامــــــــــــه مطلب
ویرایش  :   جوانان خیــــــــر
برچسب ها : جوانان خیر - چشم مادر(داستان اشک اور)حتما بخونید, چشم مادر, داستان اشک اور, داستان گریه اور, داستان غم ناک, داستان چشم مادر, داستان باور نکردنی, داستان, داستان کوتاه,

موضوع: جوانان خیر, داستان کوتاه, نویسنده: علی حامدی  بازدید ها :   یکشنبه 7 خرداد 1391   ارسال نظر

جوانان خیر -جهنم و بهشت

مردی در خواب با خدا مکالمه‌ای داشت: “خداوندا! دوست دارم بدانم بهشت و جهنم چه شکلی است؟ “، خدا او را به سمت دو در هدایت کرد و یکی از آنها را باز کرد، مرد نگاهی به داخل انداخت، درست در وسط اتاق یک میز گرد بزرگ وجود داشت که روی آن یک ظرف خورش بود، که آنقدر بوی خوبی داشت که دهانش آب افتاد، افرادی که دور میز نشسته بودند بسیار لاغر مردنی و مریض حال بودند، به نظر قحطی زده می آمدند، آنها در دست خود قاشق‌هایی با دسته بسیار بلند داشتند که این دسته‌ها به بالای بازوهایشان وصل شده بود و هر کدام از آنها به راحتی می توانستند دست خود را داخل ظرف خورش ببرند تا قاشق خود را پر نمایند، اما از آن جایی که این دسته‌ها از بازوهایشان بلندتر بود، نمی‌توانستند دستشان را برگردانند و قاشق را در دهان خود فرو ببرند.

مرد با دیدن صحنه بدبختی و عذاب آنها غمگین شد، خداوند گفت: “تو جهنم را دیدی، حال نوبت بهشت است”، آنها به سمت اتاق بعدی رفتند و خدا در را باز کرد، آنجا هم دقیقا مثل اتاق قبلی بود، یک میز گرد با یک ظرف خورش روی آن و افراد دور میز، آنها مانند اتاق قبل همان قاشق های دسته بلند را داشتند، ولی به اندازه کافی قوی و چاق بوده، می‌گفتند و می‌خندیدند، مرد گفت: “خداوندا نمی‌فهمم؟!”، خدا پاسخ داد: “ساده است، فقط احتیاج به یک مهارت دارد، می‌بینی؟ اینها یاد گرفته‌اند که به یکدیگر غذا بدهند، در حالی که آدم های طمع کار اتاق قبل تنها به خودشان فکر می‌کنند.

منبع:عاشقانه ها

ادامــــــــــــه مطلب
ویرایش  :   جوانان خیــــــــر
برچسب ها : داستان, داستان کوتاه,

موضوع: داستان کوتاه, نویسنده: علی حامدی  بازدید ها :   شنبه 30 اردیبهشت 1391   ارسال نظر

جوانان خیر :  

گربه‌ای كه زمان مرگ بیماران را پیش‌بینی می‌كند

گربه‌ای به نام اسكار قدرت پیش‌بینی مرگ بیماران را در خانه سالمندان دارد و در ساعات آخر عمر بیماران به آنان نزدیك می‌شود.
دقت او، كه در 25 مورد مشاهده شده، باعث شده وقتی بیماری را انتخاب می‌كند، كاركنان خانه سالمندان در پراویدنس، رود آیلند، امریكا، به اعضای خانواده او خبر دهند. بیمار انتخابی گربه معمولا كمتر از چهار ساعت وقت دارد.
دكتر دیوید دوسا، در مصاحبه‌ای گفت: او خیلی اشتباه نمی‌كند و به نظر می‌رسد می‌فهمد چه وقت بیماری دارد می‌میرد. دكتر دوسا این پدیده را در مقاله‌ای در نشریه پزشكی نیوانگلند توصیف كرده است.
دكتر دوسا، پزشك سالخوردگان و استاد پزشكی دانشگاه براون گفت: اعضای بسیاری از خانواده‌ها با این كار تسكین می‌یابند و قدر فرصتی را كه این حیوان برای آنان و عزیزان در حال مرگ‌شان فراهم می‌سازد، می‌دانند.
این گربه 2 ساله خانگی در طبقه سوم واحد بیماران مغزی خانه سالمندان و مركز بازپروری استیرهاوس در پراویدنس، بزرگ شد. این مركز محل مداوای بیماران مبتلا به آلزایمر، پاركینسون و بیماری‌های مشابه است.
كاركنان این مركز پس از حدود 6 ماه متوجه شدند كه اسكار درست مانند دكترها و پرستاران سراغ بیماران می‌رود. بیماران را بو می‌كند و به آنان خیره می‌شود، بعد كنار بیمارانی می‌نشیند كه چند ساعت دیگر به مرگشان مانده است.
دوسا گفت: به نظر می‌رسد اسكار كارش را جدی می‌گیرد و رفتارش با دیگران دوستانه نیست و به آنان علاقه نشان نمی‌دهد.
خانم دكتر جوآن تنو از دانشگاه براون كه در این مركز كار می‌كند و متخصص مراقبت و درمان بیماران بد حال و مشرف به مرگ است، گفت: اسكار در پیش‌بینی مرگ این افراد بهتر از كسانی است كه در اینجا كار می‌كنند.
او وقتی به استعداد اسكار ایمان آورد كه سیزدهمین پیش‌بینی درست پیاپی خود را به عمل آورد.
تنو گفت: داشتم بیماری را معاینه می‌كردم او زنی بود كه دیگر غذا نمی‌خورد، با دشواری نفس می‌كشید، و پاهایش سیاه شده بود كه همه اینها نشانه‌های نزدیكی مرگ او بود.
با این حال اسكار در اتاق و كنار او نماند به این دلیل تنو فكر كرد حیوان قدرت پیش‌بینی خود را از دست داده است. اما معلوم شد كه پیش‌بینی دكتر زود بوده و بیمار 10 ساعت دیگر مرد. اما پرستاران به تنو خبر دادند كه اسكار دو ساعت مانده به مرگ زن بیمار، خود را به او رساند.
پزشكان می‌گویند بیشتر كسانی كه این گربه دوست داشتنی سراغ‌شان می‌رود حالشان به قدری بد است كه متوجه حضور او نمی‌شوند به این دلیل آگاه نیستند كه او پیك مرگ است. بیشتر خانواده‌ها برای اطلاع پیش هنگام راضی هستند اگرچه یكی از آنان هنگام مرگ عضو خانواده‌اش می‌خواست گربه در آنجا نباشد.
وقتی اسكار را در چنین شرایطی از اتاق بیرون می‌برند عصبی می‌شود و نارضایتی خود را با میومیو آشكار می‌كند.
هیچكس مطمئن نیست كه رفتار اسكار از نظر علمی مهم باشد یا دلیلی داشته باشد.
تنو می‌گوید شاید گربه بوهایی را حس می‌كند یا از رفتار پرستارانی كه بزرگش كرده‌اند چیزهایی را می‌فهد.

ادامــــــــــــه مطلب
ویرایش  :   جوانان خیــــــــر
برچسب ها : داستان, داستان گربه, داستان - گربه‌ای كه زمان مرگ بیماران را پیش‌بینی می‌كند,
           صفحات وبلاگ
1 2 3 4 5 6 7 ...

تبادل لینک رایگان

 

لینک های ویژه

                  

     موسسه قرض الحسنه جوانان خیر - http://www.jkh.ir
          موسسه قرض الحسنه جوانان خیر

    

     وب سایت رسمی باشگاه تراکتور سازی - http://www.tractor-club.com
             وب سایت رسمی باشگاه تراکتور سازی

       

      وبلاگ تراکتور سازی - http://trakhtorspor.mihanblog.com/
             

 

 

لینک های تبادلی  کلیک

1 2 3 4 5 6 7 ...


وب سایت تان را ثبت کنید

»  گام اول: لینک ما را در وب سایت تان قرار دهید

آدرس وبلاگ:     http://jkh-ir.mihanblog.com/post/category/2
عنوان وبلاگ:      جدیدتــــرین خبــــرهای تراکـتــــور
شرح وبلاگ :      وبلاگ جوانان خیر

»  گام دوم: لینک خودتان را ثبت کنید

 


منوی اصلی

موضوعات

اخبار روز

پیوند ها


آرشیو

خبرنامه

ابر برچسبها

آمار سایت
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
کل پست ها :

کل بازدید :





Support By: mihanblog.com
طراحی: علی حامدی